الشيخ المنتظري

437

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

پيامدهاى روگردانى از جهاد « فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ وَشَمْلَةَ الْبَلاَءِ » ( كسى كه جهاد را ترك و از آن اعراض كند خدا به اين آدم لباس ذلّت و عباى بلا مى پوشاند . ) « رغب عنه » يعنى از او اعراض كرد ، و اگر به « في » متعدّى شود و گفته شود « رغب فيه » يعنى در آن رغبت كرد و به او متمايل شد . « شملة » به معناى لباسى است كه مشتمل بر انسان مىشود مثل عبا ، و در بعضى نسخه ها به صورت فعل آمده است « و شملهُ » يعنى شامل شد او را بلا ، اما ظاهراً « شملة » باشد بهتر است . « وَدُيِّثَ بِالصَّغَارِ وَالْقَمَاءَةِ ، وَضُرِبَ عَلَى قَلْبِهِ بِاْلاَسْدَادِ » ( و به واسطه كوچكى و فرومايگى ذليل مىشود ، و بر قلبش پرده هاى گمراهى زده مىشود . ) « قماءة » به معناى « صغار » است ، يعنى كوچك شدن و حقارت . « اسداد » جمع « سدّ » است . يعنى كسى كه از جهاد اعراض كند خدا سدها و پرده هايى بر دلش مى اندازد و درك و تعقّل و شعور سياسى از او گرفته مىشود . انسانِ تو سرى خور ضعيف النفس است ، فرهنگش را از او گرفته اند . قدرتهاى بزرگ وقتى مى خواهند بر كشورى مسلّط شوند اوّل فرهنگ مردم را مى گيرند ، درك مردم را از بين مى برند به نحوى كه گويا اصلا نمى فهمند كه تو سرى خور هستند . در بعضى از نسخه ها به جاى « اسداد » « اسهاب » دارد ، ( 1 ) يعنى پرگويى ; آدمهايى كه كوچك و ذليل مى شوند به جاى اين كه اهل كار و فعاليت باشند اهل سياست بافى و پرگويى هستند ، زيرا شجاعت ندارند ، نمى توانند در مقابل دشمن ايستادگى كنند ، اين پرگويى پرده اى است كه مانع از حركت و عمل آنها مىشود . « وَاُدِيلَ الْحَقُّ مِنْهُ بِتَضْيِيعِ الْجِهَادِ » ( و حكومت حق از اين شخص زايل مىشود براى اين كه جهاد را ضايع كرده است . )

--> 1 - شرح ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 74 ; همچنين در پاورقى عبده ، ج 1 ، ص 63 ; و منهاج البراعة ، ج 3 ، ص 390 اين قول بيان شده است .